فال تو
غزل ۴۴۹ای که مهجوری عشاق روا میداریعاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاببه امیدی که در این ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکنبه از این دار نگاهش که مرا میداری
تفسیر
ای صاحب فال، از کسی که دلدادگانش را از خود دور میکند، میخواهی که تشنهلبان را سیراب کند. دلت را برده و او را بخشیدهای، اما از او میخواهی که دلت را بهتر نگه دارد. اگر از دری محروم ماندهای، شاید به خاطر کوتاهی خودت بوده است. بیتلاش امید پاداش نداشته باش؛ کوشش کن.
نیت کن، سپس فالت را باز کن.