فال تو
غزل ۳۲۱هر چند پیر و خستهدل و ناتوان شدمهر گَه که یادِ رویِ تو کردم جوان شدم
شکرِ خدا که هر چه طلب کردم از خدابر مُنتهایِ همتِ خود کامران شدم
ای گُلبُن جوان! بَرِ دولت بخور که مندر سایهٔ تو بلبلِ باغِ جهان شدم
تفسیر
ای صاحب فال، هرچند خسته و ناتوان شدهای، با یاد محبوب جوان میشوی. خدا را شکر که هر چه از او خواستی، در حد همتت به آن رسیدی. در مکتب غم عشق، نکتهدان شدهای. مژده که عنایت الهی به تو نوید داده که بازگرد، گناهانت بخشیده میشود. از فتنهٔ روزگار در امانی.
نیت کن، سپس فالت را باز کن.