فال تو
غزل ۴صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا راکه سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چراتَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟
غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُلکه پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را
به کسی که دلتنگش هستی پیامی مهربان بفرست. یک کلام نرم بیش از غرور درها را باز میکند.
نیت کن، سپس فالت را باز کن.