داستانهای شاهنامه
پهلوانان، شاهان، دیوان و سیمرغ: ایرانیان هزار سال است این داستانها را برای هم بازگو میکنند. اینجا نامدارترینشان را به زبانی ساده میخوانید.
فردوسی و شاهنامه
شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان است. ابوالقاسم فردوسی، شاعر توس خراسان، نزدیک به سی سال برای سرودن آن رنج برد و آن را در حدود سال ۴۰۰ هجری قمری (۱۰۱۰ میلادی) به پایان رساند. شاهنامه با نزدیک به پنجاه هزار بیت یکی از بلندترین سرودههای جهان است و تاریخ ایران را از نخستین پادشاهان افسانهای و پهلوانانی چون رستم تا پایان دوران ساسانی بازمیگوید. فردوسی به فارسیای سرود که واژههای عربی اندکی دارد و از همین رو او را زندهکنندهٔ زبان فارسی میدانند.
بیتهای نامدار
به نام خداوند جان و خردکزین برتر اندیشه برنگذرد
توانا بود هر که دانا بودز دانش دل پیر برنا بود
بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی
میازار موری که دانهکش استکه جان دارد و جان شیرین خوش است
داستانها
جمشید و نخستین نوروز
پادشاهی که جهان را آباد کرد، نوروز را بنیان نهاد و غرورش او را بر زمین زد.
۲ضحاک و کاوهٔ آهنگر
ستمگری با ماران بر دوش و آهنگری که پیشبند چرمیاش را پرچم آزادی کرد.
۳زال و سیمرغ
کودکی سپیدموی که رهایش کردند و پرندهٔ شگفتی که او را پرورد.
۴زال و رودابه
داستان عاشقانهٔ بزرگ شاهنامه و زادن شگفت رستم.
۵هفتخوان رستم
شیر، بیابان، اژدها، جادو و دیو: پرخطرترین سفر رستم.
۶رستم و سهراب
مشهورترین تراژدی ایرانی: پدر و پسری که وقتی یکدیگر را شناختند که دیر شده بود.
۷سیاوش و گذر از آتش
شاهزادهای بیگناه که برای اثبات پاکیاش از آتش گذشت.
۸بیژن و منیژه
پهلوانی ایرانی، شاهزادهای تورانی و چاهی زیر سنگی بزرگ.
۹رستم و اسفندیار
دو پهلوان که نمیخواستند بجنگند و تیری از چوب گز.
۱۰مرگ رستم
بزرگترین پهلوان نه در میدان نبرد، که با نیرنگ برادر خود از پای درآمد.
شخصیتها
-
رستم
بزرگترین پهلوان ایران، پسر زال و رودابه و سوار رخش.
زال و رودابههفتخوان رستمرستم و سهراببیژن و منیژهرستم و اسفندیارمرگ رستم معنی نام
-
رخش
اسب وفادار و هوشیار رستم که بارها جانش را نجات داد.
-
زال
پدر رستم که سپیدموی زاده شد و سیمرغ او را پرورد.
-
سام
پهلوان بزرگ، پدر زال و نیای رستم.
-
رودابه
شاهزادهبانوی کابل، دلدادهٔ زال و مادر رستم.
-
سیمرغ
پرندهٔ شگفت و دانا، نگهبان خاندان زال.
-
تهمینه
شاهزادهبانوی سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب.
-
سهراب
پسر رستم که ناآگاه با پدرش جنگید.
-
جمشید
شاه افسانهای و بنیانگذار نوروز که غرورش او را از تخت به زیر کشید.
-
ضحاک
ستمگری با دو مار بر دوش، نماد بدی.
-
کاوه
آهنگری که مردم را علیه ضحاک برانگیخت.
-
فریدون
شاه دادگری که ضحاک را شکست داد و جهان را میان پسرانش بخش کرد.
-
کیکاووس
شاهی تندخو که بارها رستم او را نجات داد.
-
سیاوش
شاهزادهٔ بیگناهی که از آتش گذشت و در توران کشته شد.
-
سودابه
همسر کاووس و نامادری سیاوش.
-
فرنگیس
دختر افراسیاب، همسر سیاوش و مادر کیخسرو.
-
کیخسرو
پسر سیاوش، از دادگرترین شاهان و دارندهٔ جام جهاننما.
-
افراسیاب
شاه توران و نیرومندترین دشمن ایران.
-
بیژن
پهلوان جوانی که به خاطر عشق منیژه در چاه زندانی شد.
-
منیژه
دختر افراسیاب که به بیژن وفادار ماند.
-
اسفندیار
شاهزادهٔ رویینتن، پسر گشتاسپ و حریف تراژیک رستم.
-
گردآفرید
پهلوانبانویی که زره پوشید، با سهراب جنگید و او را فریب داد.