حافظ، غزل ۲۳

خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماستنسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست

به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنندجمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست

ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه می‌گویدهزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست

اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسدگناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست

به حاجبِ درِ خلوت‌سرایِ خاص بگوفُلان ز گوشه‌نشینانِ خاکِ درگهِ ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب استهمیشه در نظرِ خاطرِ مرفّهِ ماست

اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشایکه سال‌هاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست

تفسیر

ای صاحب فال، یاد محبوب در هر راهی همراه توست و همین یاد، دلیل و پشتوانهٔ توست در برابر کسانی که تو را از این عشق منع می‌کنند. اگر هنوز به آرزویت نرسیده‌ای، از بخت پریشان است نه از کم‌ارزشی تو. پیغامی برسان و در بزن؛ دری که سال‌ها مشتاقش بوده‌ای به رویت گشوده خواهد شد.