Dein Fal
Ghazal 402نکتهای دلکَش بگویم خالِ آن مَهرو ببینعقل و جان را بستهٔ زنجیرِ آن گیسو ببین
عیبِ دل کردم که وحشیوضع و هرجایی مباشگفت چشمِ شیرگیر و غنجِ آن آهو ببین
حلقهٔ زلفش تماشاخانهٔ باد صباستجانِ صد صاحبدل آن جا بستهٔ یک مو ببین
ای صاحب فال، عقل و جانت در بند مهر کسی است. اگر دلت را به هرجایی بودن متهم کنند، بدان که جذابیت او هر دلی را میرباید. به کسانی که از محبوبت غافلاند اعتنا نکن. در جستوجوی او از خود فارغ شدهای. از ناصحان بخواه که به جای سرزنش، زیبایی او را ببینند. بزرگی پشتیبان توست.
Denk an deine Frage, dann öffne dein Fal.