Hafez, Ghazal 274

به دورِ لاله، قدح گیر و بی‌ریا می‌باشبه بویِ گُل، نفسی همدمِ صبا می‌باش

نگویمت که همه ساله مِی پرستی کنسه ماه مِی خور و نُه ماه پارسا می‌باش

چو پیرِ سالِک عشقت به مِی حواله کندبنوش و منتظرِ رحمتِ خدا می‌باش

گَرَت هواست که چُون جَم به سِرِّ غیب رسیبیا و همدمِ جامِ جهان‌نما می‌باش

چو غنچه گر چه فروبستگی‌ست کارِ جهانتو همچو بادِ بهاری گره‌گشا می‌باش

وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنویبه هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا می‌باش

مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظولی معاشرِ رندانِ پارسا می‌باش

Deutung

In der Zeit der Freude sei unverstellt und froh, aber halte Maß. Wenn dein weiser Wegweiser dich auf einen Weg ruft, geh zuversichtlich und warte auf Gottes Barmherzigkeit. Die Dinge der Welt sind wie eine verschlossene Knospe, doch sei du wie der Frühlingswind, der Knoten löst. Erwarte von niemandem vollkommene Treue. Halte dich an wahrhaft Fromme, nicht an Anbeter des Scheins.