مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستکه به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشقچار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضاکه به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور اینجاناامید از در رحمت مشو ای بادهپرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرسادزیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظرچمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شدیعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست
Desde el principio tu corazón pertenece al amor; ese es tu destino. No dependas de lo que otros esperan de ti y sigue el camino de tu corazón. No desesperes de la misericordia de Dios; en este camino pequeños y grandes son iguales y la puerta de la gracia está abierta a todos. Aunque a veces tus manos parezcan vacías, la riqueza del amor te hará rey como Salomón.