Hafez, ghazal 13

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحابالصَبوح الصَبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخِ لالهالمُدام المُدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیمِ بهشتهان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب

تخت زُمْرُد زده است گل به چمنراحِ چون لعلِ آتشین دریاب

درِ میخانه بسته‌اند دگراِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب

لب و دَندانْت را حقوق نمکهست بر جان و سینه‌هایِ کباب

این چنین موسِمی عجب باشدکه ببندند میکده به شتاب

بر رخِ ساقیِ پری پیکرهمچو حافظ بنوش بادهٔ ناب

Interpretation

The morning of hope has dawned, and the season of joy and renewal has arrived. Seize the opportunity and enjoy today’s blessings. If a door has closed before you, ask the One who opens all doors to open it; this door will soon open. In this happy season, joy and vitality will be yours.