منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من استدعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باکنوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است
ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِاللهگِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است
غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانهام، وِصالِ شماستجُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است
مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نیرَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است
از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم رویفَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِهگاهِ من است
گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است
Tu corazón tiene una sola meta y Dios es testigo de tu intención. No entregas tu corazón a nadie más que a la persona amada y a tu meta. No te apartes de la puerta en la que has puesto tu esperanza; con constancia tu posición se elevará. Si has cometido un error, admítelo con educación y humildad. Tu oración del alba será escuchada.