بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیمفلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزدمن و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شرابِ ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیمنسیمِ عِطرگردان را، شِکَر در مِجمَر اندازیم
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوشکه دستافشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
صبا! خاک وجود ما، بدان عالیجناب اندازبُوَد کآن شاهِ خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیم
یکی از عقل میلافد، یکی طامات میبافدبیا کاین داوریها را به پیشِ داور اندازیم
بهشت عَدْن اگر خواهی، بیا با ما به میخانهکه از پای خُمَت روزی، به حوضِ کوثر اندازیم
سخندانی و خوشخوانی نمیورزند در شیرازبیا حافظ که تا خود را، به مُلکی دیگر اندازیم
Es hora de empezar de nuevo y renovar tu vida. Si el ejército de la pena ataca, lo vencerás con la ayuda de tus amigos. Alégrate y entrega tu corazón a la música. Deja a Dios el juicio sobre unos y otros. Si donde estás no se valora tu talento, quizá sea hora de ir a otra tierra.