خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک اندازپیشتر زان که شَوَد کاسهٔ سَر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما وادیِ خاموشان استحالیا غُلغُله در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلودهنظر، از رخِ جانان دور استبر رخِ او نظر از آینهٔ پاک انداز
به سرِ سبزِ تو ای سرو که گر خاک شَوَمناز از سَر بِنِه و سایه بر این خاک انداز
دلِ ما را که ز مارِ سرِ زلفِ تو بِخَستاز لبِ خود به شفاخانهٔ تریاک انداز
مُلکِ این مزرعه دانی که ثباتی ندهدآتشی از جگرِ جام، در املاک انداز
غسل در اشک زدم کَاهلِ طریقت گویندپاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز
یا رب آن زاهدِ خودبین که به جز عیب ندیددودِ آهیش در آیینهٔ اِدراک انداز
چون گُل از نَکهَتِ او جامه قبا کن حافظوین قبا در رَهِ آن قامتِ چالاک انداز
Alégrate antes de que sea tarde; la vida es corta. Mira a la persona amada con ojos puros, porque el ojo turbio no ve la belleza. Los bienes del mundo no duran; no ates tu corazón a ellos. Purifícate primero y luego contempla lo puro. Reza por los engreídos que solo ven defectos, para que lleguen a ver.