رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماندچنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه راکسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماند
چه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماند
سرودِ مجلسِ جمشید گفتهاند این بودکه «جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند»
غنیمتی شِمُر ای شمع وصلِ پروانه!که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا! دلِ درویشِ خود به دست آورکه مخزنِ زَر و گنجِ دِرَم نخواهد ماند
بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشتهاند به زرکه «جز نکوییِ اهلِ کرم نخواهد ماند»
ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظکه نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند
Buena noticia: los días de tristeza no duran; igual que no duraron las alegrías, tampoco durarán las penas. Si ahora te menosprecian, tampoco el rival será siempre honrado. Aprovecha la ocasión de la cercanía. Si tienes recursos, gánate el corazón de los pobres, porque en el mundo solo queda el bien. No desesperes de la bondad del amado.