بخت از دهانِ دوست نشانم نمیدهددولت خبر ز رازِ نهانم نمیدهد
از بهرِ بوسهای ز لبش جان همیدهماینم همیسِتانَد و آنم نمیدهد
مُردم در این فِراق و در آن پرده راه نیستیا هست و پرده دار نشانم نمیدهد
زلفش کشید بادِ صبا چرخِ سِفله بینکانجا مجالِ بادِ وَزانَم نمیدهد
چندان که بر کنار چو پرگار میشدمدوران چو نقطه رَه به میانم نمیدهد
شِکَّر به صبر دست دهد عاقبت ولیبدعهدیِ زمانه زمانم نمیدهد
گفتم رَوَم به خواب و ببینم جمالِ دوستحافظ ز آه و ناله امانم نمیدهد
Fortune has not yet given you a sign of what you want and reveals nothing of your hidden secret. You have suffered in separation and find no way to them. Patience ends sweetly, but the faithlessness of the times has narrowed the opportunity. Don’t despair; sometimes sighs and laments rob you of sleep, but dawn will come.